14
من زندگی مصنوعی وحشتناکی را میگذرانم..
15
2 نفر افکار مشترک ، اثر مشترک ، حس مشترک ، در 1 ساعت مشترک ترانه کافکا
7
پاها رو زمین ولی طرفدار پرواز...
8
در یک برحه ی رقت انگیز زندگی به سر میبرم که حوصله ندارم چش از کفشام ور دارم موقع راه رفتن!
9
منزوی رو به پایین! میفمی منظورم چیع؟! :|||
10
احساس کس شعر فوق مثبت بودن و منگلی زیستن!
11
و همه ی ما وارثان همان درد مشترک هستیم!!!
6
بازگشایی مدارس به تخممان هم نبود ! چون شمبه ها تعطیلم!:)
5
امشب عروسی خاله ی خر یکی از فامیلامونه :| بایدم بریم باید!!!
4
سرم گیج میره،چشام میسوزه،دهنم خشک میشه ... شت! سرماخوردم × امروز مدرسه ثبت نام کردم :||| لباس فرم سورمه ای با کراوات قرمز :|||
2
اصلا دلم نمیخاد کسی اینجارو بخونه اصلا دلم نمیخاد جواب کامنتارو بدم اصلا دلم نمیخاد با کسی آشنا شم!
3
نمیخام گند بزنم به این رابطه،پس باید هرچه زودتر خداحافظی کنیم! باید همه چی رو بذاریم سر وقتش انجام بدیم! × گف اولین حرفی که بهم زدی رو میگم بالای تختمون بزرگ حکش کنن داشتم فک میکردم چی گفتم با خنده گف "کرم آبی 4 چشم"!!! خیلی خجالت کشیدم خیلی زیادا :||||
1
4 تا تجدید ناقابل!!! شت! باید برم غیر انتفاعی-_-